همچون چشمانی جستجوگر
نتیجه اسکار امسال هم با برندگانش مشخص شد. زمانی که از نامزدی فینچر باخبر شده بودم با خود فکر میکردم این بار دیگر نوبت این اعجوبه سینمایی است که بحق واقعی خود در این مراسم برسد ولی بعدها به این نتیجه رسیدم که فیلم فینچر برای او اسکار بیاور نیست ! برعکس اثر دنی بویل که مشخص بود همه شرایط لازم را برای گرفتن جایزه ی آکادمی به همراه داشت. یادم می آید اولین بار در مجله تراژیک "سینمای نو" از بویل و اثر فوق العاده موفقش یعنی "28 روز بعد" خوانده بودم، صحبت از شکل گیری یک استعداد ناب بود تماشای آثار دیگر او هم صحت این ادعا را تصدیق کرد، استعدادی که در کمتر از 8 سال خود را به همه قبولاند و انتخاب شد و البته به حق هم انتخاب شد با اثری زنده و پرشور، فیلمی از جنس واقعیت که امید و تلاش را فریاد میزند.
میلیونر زاغه نشین با پشتوانه ی قصه ای جذاب به دست کارگردانی خلاق و گروهی موفق حاصل شده است. شیوه ی روایت این قصه به قدر کافی تاثیر گذار است. فیلم بویل مجموعه ای از فلش بک هاست، فلش بک هایی به گذشته زندگی قهرمانش و روایت قصه های تراژیک و بعضأ کمیک او که همه و همه در جهت تکامل شخصیت او و همراهانش به خوبی همچون قطعات یک پازل چیده شده اند.
سهم بزرگی از تاثیر فیلم بر مخاطب بدلیل حضور محسوس دوربین پویا و زنده ی بویل است که همچون چشمان جستجوگر جمال در دنیای کثیف و پر جرم و جنایت پیرامون او سیر می کند و شخصیت های قصه را با اشاراتی لحظه ای وارد داستان کرده ولی بسیار تاثیرگذار و تراژیک از کنارشان می گذارد. تاکید بویل بر حوادث کودکی جمال یعنی در حقیقت شکل گیری خاطراتی ناراحت کننده اهمراه با اسلوموشن ها و موسیقی پر تعلیق و پر شور در کنار تلاش و امید او به زندگی، لحظاتی تلخ و شیرین را توامان به همراه می آورد.
شاید اگر شخصی همچون دنی بویل در پشت دوربین این فیلم قرار نمی گرفت میلیونر زاغه نشین صرفأ اثری معمولی و شاید هم مملو از اغراق های موجود در فیلم های هندی می شد ولی این به سبب حضور اوست که با نبوغ اش داستان را آنقدر زیبا روایت می کند که هر چه از زمان دیدن آن می گذرد شیرینی و طنز تلخ آن بیشتر ذهن را مشغول خود می کند. شاید کمتر کسی بتواند اینگونه مخاطب را به گذشته ی شخصیت اصلی قصه خود برده و او را با حسی پر شور به دنیای کنونی بیاورد و در این گذر زمانی، نه تنها پیوند بین شخصیت ها و مخاطب را از دست ندهد بلکه بیننده را مسحور دنیای شخصیت اصلی خود نماید.

شاید یکی دیگر از نکات قابل ذکر اثر که اعتراضات قابل توجه ای را هم در هند به همراه داشت، تصویری است که بویل و همراهانش از زندگی و فرهنگ مردم هند نشان می دهند و صد البته مقایسه آشکار آن با فرهنگ توریست های غربی! بگذریم که این واقعی و شاید تبلیغاتی بودن تصاویر بویل به یکی از نکات قوت فیلم تبدیل می شود و آن را از تظاهر و آراستگی دروغین آثار صرفأ هندی متمایز می کند. ولی به خوبی می شود این را درک کرد که چرا غربی ها آثار به اصطلاح جشنواره ای ما را هم اینگونه ستایش می کنند و حس همدردی شان را با جوایزشان به نمایش می گذارند.
اما در پایان حیف است به دو نکته اشاره نکنم یکی شاید گله ای باشد از تحول شتاب زده و غیر پرداخت شده ی شخصیت "سلیم" در انتهای فیلم و دیگری ستایشی است بر پایانی دلنشین به سبک و سیاق آثار هندی و البته نه به سبک یک کارگردان هندی !
به هر حال میلیونر زاغه نشین اثری موفق و خاطره انگیز است که مدتها در خاطرات سینمایی مان باقی می ماند و به دوستداران سینما نوید آثاری موفق از کارگردانی خلاق را می دهد.



