تبليغاتX
نگاه شخصی من

نگاه شخصی من

سینما

*مقاله ی زیر واسه من یه خاطره ست. خاطره ی آشنایی با یه کارگردان و سینماش.  مقاله ای که من رو به دنبال فیلمهای اون کارگردان برد. و یه سبک جدیدی از فیلمسازی  رو  بهم نشون داد. گفتم شاید  بخواین   باهاش آشنا  بشین،  یــا  شاید دوست داشته باشین   ازش  بیشتر بدونین. در ضمن  اولین فیلمی رو هم که از این کارگردان  دیدم،  در ادامه ی مقاله  معرفی می کنم.

 

رنه کلر: استاد صدا

 

شاید نخستین کارگردانی که ارزش صدای فیلم را کاملا دریافت، رنه کلر فرانسوی بود. کلر که ابتدا با فیلم ناطق مخالف بود، اصرار می ورزید براینکه تفوق عنصر تصویری فیلم باید محفوظ بماند و می گفت که فیلم ناطق نباید( به اصطلاح خود او)"تئاتر توی قوطی" باشد. این عقیده که در میان سینماگران آن زمان کمابیش انقلابی بود، در سه فیلم کمدی به طرز درخشانی اثبات شد و بزودی رنه کلر بیش از هر کارگردانی در جهان مورد تحسین و تقلید قرار گرفت. در فیلم های " زیر بامهای پاریس"(1929) و"میلیون"(1931) و "آزادی از آن ماست"(1931) حداقل مکالمه را بکار برد و از موسیقی و آواز دسته جمعی و سر و صدا برای تکمیل و توضیح تصاویر استفاده کرد.کلر با بکار بردن صدای غیر منطبق با تصویر، یا به عبارت دیگر، صدایی که نه بر طبق بلکه بر ضد تصاویر به فیلم افزوده می شد، آزادی و روانی تازه ای برای هنر سینما به دست آورد. اگر  شنیدن صدای بسته شدن در کافی باشد، نشان دادن در چه لزونی دارد؟ یا وقتی که ساعتی را می بینیم، شنیدن تک تک آن چه لازم است؟ در فیلم "میلیون" نمای کوتاهی از ساعتی که روی بخاری قرار دارد دیده می شود. روی این ساعت که تزیینات فراوان دارد دو تا عروسک چینی شیپور به دهن دیده می شود. حاشیه ی صدای کلر در این لحظه از فیلم، صدای شیپور است. در "زیر بامهای پاریس" شبی نزدیک پشته ی خاک خط راه آهن، زد و خوردی در می گیرد. صحنه ی زد و خورد در تاریکی کمابیش ناپیداست، ولی شدت زد و خورد را غرش قطارها که از حاشیه ی صدا شنیده می شود ، به تماشاگران تلقین می کند. فیلم"آزادی از آن ماست" حتی کار را به مسخره کردن مفهوم صدای منطبق با تصویر می رساند؛ بدین ترتیب که زن قهرمان داستان را در پنجره ی قطار در حال آواز خواندن نشان می دهد و مرد قهرمان داستان از فاصله ای دور او را تماشا می کند. ناگهان صدا بهم می خورد، ونگ وونگی می کند و خاموش می شود. لحظه ی بعد در حالی که جوان همچنان به پنجره چشم دوخته است، دختر به خیابان می آید و صدای آواز دوباره به گوش می رسد و ما متوجه می شویم که آنچه شنیده ایم صدای گرامافون از خانه ی همسایه بوده است. کلر چون موسیقی و رقص را بیش از هر چیزی دوست می داشت، فیلمهایش را همچون صحنه های بالت در می آورد. تعقیب اسکناسهای پول که باد آنها را می برد در فیلم"آزادی از آن ما است" و مجلس عیاشی آغاز و پایان " میلیون"، همه منطبق با آهنگهایی شاد و گیرا ساخته شده اند. فصلهایی در فیلمهای کلر دیده می شود که فقط با موسیقی به هم می پیوندند مانند حلقه ی اول فیلم" زیر بامهای پاریس" که یک آواز خوان تصنیفی که فیلم به نام آن خوانده می شود، را می خواند. دوربین در خیابان شهر راه می افتد و در خانه و مغازه ها سر می کشد، و مردم یکایک با آن آواز، هم آواز می شوند. بدین ترتیب کلر قهرمان خود را معرفی می کند. در فیلمهای کلر بخش مهمی از ساختمان فیلم را تشکیل می دهند.

کلر نشان داد که بسیاری از شیوه های فیلم صامت هنوز هم اعتبار خود را حفظ کرده ان . انچه پرده ی سینما را زنده نگه می دارد تصاویر است، نه صدا. کلر این اصل را به طور غریــزی در سه فیلم اول خود دریافته بود و کاربرد دقیق آن در این فیلمها موجب شد که کلر طرفداران بسیاری پیدا کند. آثار کلر برای آن دسته از کسانی که در استودیو های امریکایی می کوشیدند تا سینما را از زندان" تئاتر توی قوطی" دربیاورند، بسیار با ارزش بود. آنها جسارت ساختن فیلمهایی نظیر فیلمهای کلر را نداشتند. ولی فیلمهای کلر کم کم به آنها جرئت داد و نکات فنی بسیاری را بدانها آموخت. فیلمهای کلر مانند چراغهایی در راه سینماگران قرار گرفت که بعدها باعث تصحیح روش کاربرد صدا در سینما شد.

درست است که کلر در نخستین فیلمهایش گرایشات شدیدی به سینما ی صامت داشت ولی این تمایل او عکس العملی سالم بود در برابر تمایل شدید سایر سینماگران به استفاده ی بی قید و بند از حاشیه صدا.

 

 

 

                                                                             برگرفته از کتاب "تاریخ سینما"                    

          

                                                             *****

                        

معرفی فیلم:  زیر بامهای پاریس

 

Under the Roofs of Paris

بازیگران: آلبرت پریجین- پولا لیری- ادموند گریوی

کارگردان: رنه کلر

زمان: 92 دقیقه

فرانسه- 1930  

 

 ***********************

خلاصه داستان: آلبرت(آلبرت پریجین) خواننده ایست که در کنار خیابان مردم را جمع کرده و همراه با آنها آواز می خواند و از آنها پول می گیرد، در میان جمع پولا(پولا لیری) را می بیند و از او خوشش می آید بعد از اجرای برنامه سراغ او می رود ولی متوجه می شود که مردی به نام فرد با او رابطه دارد. همان شب پولا را به همراه فرد در یک کافه می بیند؛ پولا متوجه ارتباط فرد با زن دیگری می شود و از پیش او می رود. آلبرت خود را به او می رساند و پولا را که بشدت افسرده شده همراه خود به خانه می برد. فرد  از این موضوع عصبانی شده و آلبرت را تهدید می کند ولی با این وجود آلبرت به خانه می رود و مقدمات حضور پولا را آماده می کند. اما اشتباها پلیس او را به جرم دزدی دستگیر و زندانی می کند. پولا که اکنون بی پناه و تنهاست پیش لوئیس(ادموند گریوی)، دوست آلبرت می رود. یک ماه می گذرد و بی گناهی آلبرت ثابت و آزاد می شود. شب به همان کافه می رود و پولا را می بیند ولی فرد دوباره مزاحم آنها می شود. آنها قرار دعوا می گذارند ولی در میانه درگیری پلیس فرا می رسد و فرد و دار و دسته اش را دستگیر می کند. لوئیس و آلبرت نیز فرار می کنند و به محل کار لوئیس می روند. آلبرت از پولا می خواهد تا به همراه او به خانه بیاید ولی پولا لوئیس را در آغوش می گیرد. آلبرت متوجه می شود که در این مدت آن دو بهم علاقه مند شده اند. او با وجود ناراحتی با این موضوع کنار می آید و دوباره به سر کارش بر می گردد.

 

***********************

اولین فیلم ناطق کلر فیلمی شبیه آثار موزیکال است. او دیالوگها را به حداقل رساند و با بکار گیری سبک صداگذاری خود، فیلمی شاعرانه ساخت. فیلم کلر پر از آواز است و نسبت به دیگر آثار این کارگردان بویژه "میلیون" که در همان دوره ساخت، بار کمدی کمتری دارد. فیلمی خالص که به اصالت سینما تعلق دارد.

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت   توسط محمود مقدم  | 

 وبلاگ سینمایی