تبليغاتX
نگاه شخصی من - معرفی فیلم

نگاه شخصی من

سینما

 

 

معرفي فيلم:  کريمر عليه کريمر

 

Kramer vs. Kramer

 

بازيگران: داستين هافمن-مريل استريپ

کارگردان: رابرت برتن

زمان: ۱۰٥دقيقه

آمريکا ١٩٧٩  

 **********************

 

خلاصه داستان:

 تد کريمر(هافمن) در يک شرکت تبليغاتي کار مي کند. و مدتهاست که توجه زيادي به خانواده اش ندارد. شبي پس از موفقيت در بستن يک قرارداد بزرگ، زماني که به خانه مي آيد متوجه مي شود که همسرش جوانا (استريپ) مي خواهد او را ترک کند. جوانا ، تد و پسرشان، بيلي را رها مي کند و شبانه از خانه مي رود ، تد هم نمي تواند مانع او شود. با گذشت زمان تد عوض مي شود و رابطه ي عاشقانه اي ميان او و پسرش به وجود مي آيد. در حالي که ١٨ ماه از جدايي او و جوانا مي گذرد، ناگهان جوانا برميگردد و به تد مي گويد که بيلي را مي خواهد؛ تد مخالفت کرده و جوانا به دادگاه شکايت مي کند.

دادگاه راي به سرپرستي مادر مي دهد. ولي جوانا که علاقه ي بيلي به پدرش را مي بيند از اين کار منصرف مي شود.

                           

 

                                             **********************

 

کريمر عليه کريمر داستان تغيير و تحول دو انسان است. تحول نه براي فرزند بلکه براي خانواده . پدر آنقدر غرق شغل خود شده است که از همسر و پسرش کاملا دور مي افتد و مادر آنقدر به خانه مي انديشد که ديگر، آن را غير قابل تحمل مي بيند و تنها راه خودکشي نکردن را ترک خانه مي داند. اين جدايي براي تحول هر دوي آنها لازم است تحولي که آنها را در مقابل هم قرار مي دهد براي تصاحب آنچه که به هر دوي آنها تعلق دارد يعني فرزندشان.

هافمن به خاطر ايفاي چنين نقشي موفق به دريافت اسکار بهترين بازيگر مرد شد. استريپ هم با حضور هرچند کوتاه خود اسکار بازيگر زن مکمل را دريافت کرد. کريمر عليه کريمر اسکار بهترين فيلم و بهترين کارگرداني و بهترين نويسندگي را هم تصاحب کرد.

 


 

 

معرفی فیلم: هویت

 

Identity

بازیگران: جان کیوزاک-ری لیوتا- آماندا پیت

کارگردان: جیمز منگولد

زمان: 100 دقیقه

امریکا 2003  

 

 **********************

خلاصه داستان: در شبی بارانی عده ای برحسب اتفاقاتی غیر مترقبه که بهم مروبط است به یک متل پناه می آورند.اکنون 11 نفر در متل حضور دارند. یک بازیگر زن و محافظش،یک پلیس و زندانی اش،یک دختر بدکاره،یک خانواده ی سه نفره ،یک زوج حوان و صاحب هتل. با کشته شدن یکی از آنان اوضاع بهم می ریزد.در مدتی کوتاه نفر دومی کشته می شود، قاتل نشانه هایی برای آنها می گذارد، او برای هر جسد شماره ای می گذارد. نفر اول 10، نفر دوم 9 و ...این به معنای کشته شدن 8 نفر دیگر است و اینکه قاتل همان نفر یازدهم است.

 

                                          

 

***********************

هویت فیلمی جذاب و سرگرم کننده است. اين فيلم رو مي توان به نوعي الهام گرفته از اثر مشهور آگاتاكريستي بنام "ده بچه ي زنگي" دانست. رماني كه رنه كلر هم به اقتباس البته نچندان وفادار "و سپس كسي آنجا نبود" از آن پرداخته بود . منگولد ذهن تماشاگر فیلمش را به جهات مختلفی سوق می دهد، که همه ی آنها از حقیقت بدورند. گاهی قاتل را نیرویی فرا طبیعی معرفی می کند گاهی آن را فردی دو شخصیتی نشان می دهد و گاهی داستان را یک ماجرای پلیسی عادی تعریف می کند. در حقیقت او بیننده ی فیلمش را بازی می دهد. منگولد در طول فیلم نشانه هایی به تماشاگر می دهد تا با آنها قاتل را بیابد ولی این نشانه ها برای بیننده ای که غرق در فیلم است ناپیداست( البته همه ی این نشانه ها در آخر فیلم به طور فست موشن نمایش داده می شود  تا تماشاگر هر چه بیشتر شوکه شود).پس از پایان فیلم مدتی در شوک انتهای آن هستیم،با گذشت ساعتی پایان آن را غیر منطقی و سطحی می بینیم و بعد چند روز از هویت جز همان هیجان زود گذر چیزی بیاد نمی آوریم.

هویت فیلمیه که خیلی زود از یاد میروه، پس بهتره بیشترین لذت رو موقع دیدنش ببرین!

 

 


 

 

معرفی فیلم: Gia

 

بازیگران: آنجلینا جولی- الیزابت میکلا- اریک مایکل کول

کارگردان: مایکل کریستوفر

زمان: 120 دقیقه

امریکا 1998  

 

 **********************

خلاصه داستان: جیا (آنجلینا جولی ) دختری پر جنب و جوش و خوشگذران که در رستوران پدرش کار می کند. او از اینکه سوژه عکاسان باشد بسیار خوشحال می شود. در رستوران با پسری بنام تی.جی (اریک مایکل کول)  آشنا می شود و به همرا او به نیویورک می رود و در آنجا به عنوان مدل عکاسان شروع بکار می کند در محل کار با دختری به نام لیندا (الیزابت میکلا) آشنا می شود.تی.جی از نوع زندگی جیا راضی نیست و او را ترک می کند و جیا نیز نمی تواند مانع او شود. برای فرار از تنهایی از لیندا می خواهد تا با هم زندگی کنند. لیندا هم که شرایط نا مساعد روحی جیا را می بیند قبول می کند. در مدت کوتاهی دوستی آنها به رابطه ای جنسی تبدیل می شود. از طرفی جیا به مواد مخدر نیز رو می آورد. لیندا سعی می کند تا جیا را از این نوع رابطه منصرف کند ولی جیا به او به چشم معشوقه اش نگاه می کند. لیندا نیز برای تغییر این وضعیت به جیا می گوید که به مردی علاقه مند شده و جیا را ترک می کند. جیا که اکنون شخص مشهوری شده است به شدت درگیر اعتیاد می شود حتی به تزریق روی می آورد. درمانده و بیمار به لیندا پناه می برد و لیندا شرط بازگشتش را کنار گذاشتن اعتیاد بیان می کند. جیا قبول می کند ولی پنهانی به مصرف مواد ادامه می دهد. لیندا دوباره او را ترک می کند. جیا به خاطر شرایط بد جسمی اش کم کم شهرت و محبوبیت خود را از دست می دهد. او دیگر در وضع فلاکتباری در خانه اش زندگی می کند ولی ناگهان دوست قدیمی اش تی.جی بر می گردد و او را مجبور به ترک اعتیاد می کند. جیا قبول می کند و بعد از مدتی کاملا پاک می شود ولی اکنون که اعتیاد را فراموش کرده، دچار مشکلی دیگر می شود، پزشکان به او می گویند که دچار ایدز شده است. او با قبول این مسئله به دوستش لیندا سر می زند و از او بخاطر همه ی کارهای بدش عذر خواهی می کند و بعد از مدتی در بیمارستان جانش را از دست می دهد.

 

                           

***********************

جیا داستان زندگی مدلی است که به عقیده ی دوستدارانش مدلی "متفاوت برای مردمی متفاوت" بود. داستان زندگی دختری که هیچ علاقه ای به برقراری ارتباط با مردان نداشت و تنها لیندا را عشق خود می دانست او شیفته ی شهرت بود و بزرگترین اشتباهش نیز اعتیاد بود. اعتیادی که همه چیزش را از او گرفت ابتدا لیندا ، سپس شهرتش و در آخر جانش. داستان زندگی جیا برای همه ی دوستدارانش تلخ و دردناک است ولی خود جیا پایان زندگی اش را تلخ نمی دانست او این پایان را خواست خدا و راه رهایی اش می دانست و معتقد بود که که این دنیا برای او بسیار کوچک است و خدا او را به دنیایی که می تواند خواسته هایش را در آن برآورده کند می برد. جولی بسیار طبیعی و زیبا نقش چنین شخصیتی را ایفا کرد دختری ناآرام که با دیگران فرق داشت و این تفاوتش را نیز اثبات کرد. بازی الیزابت میکلا در نقش لیندا فوق العاده بود. دختری که بر خلاف میلش و فقط برای کمک به جیا زندگی اش را فدای خواسته های جیا می کرد.

جیا فیلمی با ساختاری مستند و تلویزیونی است که بر اساس گفته های نزدیکان و خاطرات شخصی اش ساخته شده است. این فیلم برنده دو جایزه گلدن گلوب نیز شد.

 

 

        

+ نوشته شده در  جمعه بیستم بهمن 1385ساعت   توسط محمود مقدم  | 

 وبلاگ سینمایی